Archive for مهر, ۱۳۸۸
film
سه شنبه, مهر ۷م, ۱۳۸۸ma
دوشنبه, شهریور ۳۰م, ۱۳۸۸این شعر حمید مصدق انقدر قشنگه که فقط باید خوندش :
با من اکنون چه نشستنها ، خاموشیها
با تو اکنون چه فراموشیهاست
چه کسی می خواهد
من و تو ما نشویم
خانه اش ویران باد
من اگر ما نشوم ، تنهایم
تو اگر ما نشوی
خویشتنی
از کجا که من و تو
شور یکپارچگی را در شرق
باز برپا نکنیم
از کجا که من و تو
مشت رسوایان را وا نکنیم
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه برمی خیزند
من اگر بنشینم
تو اگر بنشینی
چه کسی برخیزد ؟
چه کسی با دشمن بستیزد ؟
چه کسی
پنجه در پنجه هر دشمن دون
آویزد
دشتها نام تو را می گویند
کوهها شعر مرا می خوانند
کوه باید شد و ماند
رود باید شد و رفت
دشت باید شد و خواند
در من این جلوه ی اندوه ز چیست؟
در تو این قصه ی پرهیز که چه؟
در من این شعله ی عصیان نیاز
در تو دمسردی پاییز که چه؟
حرف را باید زد
درد را باید گفت
سخن از مهر من و جور تو نیست
سخن از تو
متلاشی شدن دوستی است
و عبث بودن پندار سرورآور مهر
آشنایی با شور؟
و جدایی با درد؟
و نشستن در بهت فراموشی
یا غرق غرور؟
سینه ام آینه ای ست
با غباری از غم
تو به لبخندی از این آینه بزدای غبار
آشیان تهی دست مرا
مرغ دستان تو پر می سازند
آه مگذار ، که دستان من آن
اعتمادی که به دستان تو دارد به فراموشیها بسپارد
آه مگذار که مرغان سپید دستت
دست پر مهر مرا سرد و تهی بگذارد
من چه می گویم ، آه
با تو اکنون چه فراموشیها
با من اکنون چه نشستنها ، خاموشیهاست
تو مپندار که خاموشی من
هست برهان فراموشی من
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه برمی خیزند
(حمید مصدق)
این فیلم رو هم ببین جالبه :
ghods
شنبه, شهریور ۲۸م, ۱۳۸۸میدونم یه کمی بی معرفت شدم کمتر مینویسم ولی قبول کن یه جور جنگ شروع شده ! مخابرات ایران میبنده ! من مجبورم یه کاری کنم دوستانیکه علاقه مند به مطالب و تفکر آزاد هستن بتونن استفاده کنن
از تظاهرات دیروز فیلمهایی هست که برات میگذارم :
شعار سلام بر منتظری درود بر صانعی :
روز قدس در اصفهان :
فیلمهای شیراز :
فیلم تبریز :
اینم فیلمی که از جاهای مختلف ایران هست و یک رپر روش خونده :
atish
یکشنبه, شهریور ۲۲م, ۱۳۸۸قدیمیا میگفتن کار هر بز نیست خرمن کوفتن ! گاو نر میخواهد و مرد کهن
البته مرد کهن بودن به ریش سفید اونم از نوع سفید شده با رنگ بر ها نیست ! به عقل آدم هست ولی نمیدونم چرا تو مملکت ما کمبود عقل شده ( البته بلا نسبت شما منظورم در سطح مدیریت کلان مملکتی هست ) آدمها به راحتی میان و بقیه رو تحریک میکنن. البته میدونی همیشه من به یه چیزی اعتقا دارم اونم اینه که آتیش رو فقط میشه با آتیش خاموش کرد. حالا شاید بگی واسه چی اینو گفتم!؟
ببین سالیان سال سعی کردن تو کشور ما دین رو از بین ببرن. مثلا رضا شاه خیلی سعی کرد ولی ساختار مذهبی کشور ما این اجازه رو بهش نداد. در حالیکه در کشور ترکیه آتا ترک تونست تا حدودی موفق بشه. خوب به نظر تو بهترین روش واسه از بین بردن دین چیه ؟
اینه که با خود دین بیان به جنگ دین ! البته من خودم به شخصه اعتقاد دارم که دین خودش و ذاتش خوبه ولی این چیزی که الان به عنوان دین به ما میگن تفسیر شخصی آدمها از دین.
وقتی روی بد دینی (که بد معرفی شده) رو ادمها ببینن اونوقت از هرچی دینه زده میشن ! و اتفاقی که تو قرون وسطی اتفاق افتاد تو ایران هم شاید بیافته. و به نظر من بعضی ها مثل آغای ۲۴ فنجونی ( به فرض یهودی بودن ایشون ) دارن عمدا این کاررو انجام میدن که مردم از دین زده بشن البته با یک سیاست مشخص که دستورش از خارج ایران هست و بعضی از بزرگتر ها که به نظر ریششون سفید هم هست , به این آتیش این اتفاق دم میدن که افروخته تر بشه
خدا تو آتیش عذابش همه اینها رو بسوزنه !
veniz
پنجشنبه, شهریور ۱۹م, ۱۳۸۸در هشتمین روز از شصت و ششمین دوره از جشنواره بین المللی سینمای ونیز فیلم “زنان بدون مردان” ساخته شیرین نشاط، فیلمساز ایرانی مقیم نیویورک در بخش مسابقه این جشنواره به نمایش درآمد. شیرین نشاط به همراه دیگر عوامل فیلم با شال و یا لباس سبز رنگ به نشانه همبستگی با معترضان به نتایج انتخابات اخیر در ایران از روی فرش قرمز وارد کاخ جشنواره شدند





عکسها از سایت بی بی سی برداشته شده. امیدوارم این دوستان راضی باشن
moshaver
چهارشنبه, شهریور ۱۸م, ۱۳۸۸یادمه یه روز برام یه جک گفتی که یه گاوه میخواسته از روی نرده مزرعه بپره و در بره ولی شانس بدش موقع پریدن بیضه هاش به نرده میگیره و کنده میشه ! بعد صاحب مزرعه اون رو میکنه مشاوره گاوهای نره مزرعه. چون دیگه از اون کاری ساخته نبوده
حالا شده قضیه جناب ۲۴ فنجونی ! ایشون هم هر کسی رو که به هر دلیلی بیضه هاش کشیده میشه رو میذاره مشاورش اول مشایی حالا هم تو سایت ها خوندم که میخواد علی آبادی رو بکنه مشاور.
chavez
چهارشنبه, شهریور ۱۸م, ۱۳۸۸این مطلبی که درباره چاوز برام فرستادی خیلی برام جالب بود. دلم نیومد اینجا کپیش نکنم هرچند که نگفته بودی نویسنده اش کیه ! امیدوارم نویسنده این مطلب راضی باشه
چاوز
رفیق خوب به این می گویند، آدم باید رفیقی داشته باشد که وقتی همه دنیا تنهایش گذاشتند، باز هم رفیقش را ول نکند، واقعا چاوز رفیق بی نظیری است، وقتی صدام حسین تنها مانده بود و هیچ کس را نداشت، همین چاوز تا فهمید که شیعیان عراق و کردها را کشته است، فورا به دیدارش رفت. همین چاوز وقتی فهمید تورم در حکومت رابرت موگابه به ۵۶ هزار درصد رسیده و موگابه ادعا کرده جانشین خداست، فورا سراغش رفت و نگذاشت تنها بماند. همین چاوز رفیق باز وقتی متوجه شد که فیدل کاسترو افتاده به بیمارستان و چنان قاطی کرده که ممکن است فضای سیاسی کوبا را باز کند، بلافاصله رفت به عیادتش و به اون نشان داد که فیدل تنها نیست و هیچ لزومی ندارد که بخاطر احساس تنهایی فضا را باز کند.
همین چاوز عزیزوقتی متوجه شد شورشیان فارک برای مبارزه با دولت کلمبیا هروئین قاچاق می کنند، فهمید که نباید رفقایش را تنها بگذارد و رسما از آنها حمایت کرد و گفت آنها رفیق ما هستند، تروریست نیستند. و همین چاوز پیرهن قرمز وقتی یقین کرد که پوتین رئیس مافیای روسی است، و همه دنیا پوتین را تنها گذاشتند، فورا به دیدارش رفت. به این می گویند رفیق خوب، همین چاوز برای هفتمین بار درست در زمانی که همه دنیا دولت احمدی نژاد را تنها گذاشتند و مطمئن شد که در ایران تعدادی کشته شده اند و کودتا شده، فهمید که احمدی نژاد واقعا برادرش و آقای خامنه ای حداقل عمویش است، اگر پدرش نباشد.
رفیق خوب در این دنیای دون و پست، خودش نعمتی است. آدمی که ماه رمضان که همه خارجی ها می دانند نباید به کشورهای اسلامی سفر کنند، برای هفتمین بار خودش را به تهران رسانده، و بخاطر رفیق اش به مشهد رفت، آن هم در زمانی که آیت الله منتظری و صانعی و امینی و جوادی آملی و رفسنجانی حق بیرون آمدن از خانه شان را ندارند. به زیارت امام رضا رفت و نزدیک بود با طناب خودش را به ضریح ببندد تا مسلمان بشود و رفاقتش را با برادری عوض کند. از همه اینها گذشته نه تنها به زیارت حرم رفت، بلکه افطار هم کرد و نه تنها افطار کرد، بلکه وعده ظهور امام زمان را هم داد. دیگر از یک رفیق چه می خواهیم؟ این رفیق مان که از کمونیسم بریده است، از هر جای دیگر هم لازم باشد می برد. پزشک که داریم، بیمارستان هم که داریم، یک شهادتین بگوید، ختنه سورانی برایش بگیریم و تمام کنیم برود. مردم خودمان که از دین برگشتند، حداقل یک نفر را مسلمان کرده باشیم.
من که هرچه عقلم را بکار گرفتم که بفهمم حالا چه وقت آمدن است، نفهمیدم. آیا می خواست به دولت احمدی نژاد رای اعتماد بدهد؟ آیا می خواست به جای صد نفر از رهبران دنیا که پیروزی رئیس جمهور تقلبی را تبریک نگفتند، صد تا تبریک به رهبر و رئیس جمهور بگوید؟ می خواست به عنوان لباس شخصی به خیابان برود؟ می خواست شب های قدر را قرآن به سر بگیرد و دعای ابوحمزه ثمالی و جوشن کبیر بخواند؟ می خواست مموتی و وحیدی را بگذارد توی چمدانش و قاچاقی ببردشان نیویورک؟ واقعا چه قصدی داشت؟ من که نفهمیدم. فقط همین که متوجه شدم که احتمالا قرار است از این به بعد مراسم شب قدر و روز قدس و دهه فجر را در کاراکاس برگزار کنند که هم مراسم برگزار شود و هم سبزها روزگار دولت را قهوه ای نکنند، و در عوض در تهران هم امت حزب الله بولیواراللهی بشوند و سالگرد کودتای چاوز را جشن بگیرند و مردم کاراکاس راحت باشند.
فرمانده سپاه گفته بود که ناآرامی های انتخابات ” فتنه” ای بزرگتر از آن بود که بشود اسمش را بحران گذاشت، احتمالا چاوز برای رفع فتنه آمده است و حدس می زنم با جشن ختنه سوران هوگو جان، رفع فتنه از عالم بشود. فعلا که به نظر می رسد چاوز قصد دارد در کاراکاس حسینیه دائر کند، احمدی نژاد هم قرار است روی خرابه های کهریزک سالن رقص سالسا دائر کند تا بالاخره گرگها با هم برقصند.
rosva
یکشنبه, شهریور ۱۵م, ۱۳۸۸قدیمیهای میگن ماه هیچ وقت پشت ابر نمیمونه ! یه نگاهی به این مطلب بنداز منظورم رو میفهمی :
*وزیر پیشنهادی کار:آمار موسوی، کروبی و رضایی درباره بیکاری درست بود
روزنامه اعتماد نوشت: دیروز پرونده عبدالرضا شیخ الاسلامی روی میز نماینده ها آمد. صلاح دیده شد مسوول دفتر احمدی نژاد وزارت کاریابی جوانان را در دست بگیرد. اما وقتی نماینده ها داشتند «وعده نامه» وزیر پیشنهادی را مطالعه میکردند به یک کشف بزرگ رسیدند. در برنامه شیخ الاسلامی آماری آمده بود که می گفت میرحسین موسوی، مهدی کروبی و محسن رضایی در مورد آمار بیکاری درست میگفتند و این محمود احمدی نژاد بوده که نمودارهای بیکاری را جلوی رسانه ملی برخلاف واقعیت نشان می داده؛ عبدالرضا شیخ الاسلامی حواسش نبود و در برنامه کاری اش آماری از بیکاری آورد که شبیه آمارهایی بود که رقبای احمدی نژاد در زمان مناظره ها ارائه داده بودند.
احمدی نژاد می گفت بیکاری را در این چهار سال خیلی کاهش داده اما وزیر پیشنهادی کارش که از قضا پیش از این مسوول دفترش بوده و انتظار نمی رفت چنین کند، تمام صحبت های رئیس کابینه اش را زیر سوال برد؛ شاید او فکر می کرد نماینده ها زیر برنامه هایش نمی شوند و نمی بینند این «اعتراف بزرگ» را؛ اما ترابی نماینده شهرکرد احمدی نژاد و شیخ الاسلام را گرفتار کرد؛ آقای مسوول دفتر سابق رئیس جمهور؛ لطفاً صفحه ۱۵ برنامه خود را بیاورید. شما گفته اید در طول چهار سال دولت احمدی نژاد آمار شاغلین کاهش یافته است. دوربین ها روی چهره شیخ الاسلامی رفتند؛ او سر به زیر انداخته بود و گویا می دانست چه اشتباهی کرده و دیگر لازم هم ندید جزوه اش را باز کند. ترابی کشف جدیدش را این طور ادامه داد که وزیر احمدی نژاد خبر داده آمار جمعیت شاغل در سال ۸۴ برابر ۲۰میلیون و ۶۱۴هزار و ۶۹۸ نفر بوده و پس از چهار سال در سال ۸۷ به ۲۰میلیون و .. نفر رسیده؛ یعنی نزدیک به ۳۲۲ هزار شغل از بین رفته است.
نماینده ها سریع خاطره هایشان یادشان آمد؛ شب مناظره کروبی ـ احمدی نژاد؛ «نرخ بیکاری در بهار ۸۴ نرخ بالا بود، از ابتدای۸۴ نرخ بیکاری رو به کاهش است به طور مستمر…» البته شیخ الاسلامی خواسته جبران کند و قول داده اگر نماینده ها او را وزیر کار کنند جبران مافات خواهد کرد و ۹۱۴ هزار شغل جدید به وجود می آورد؛ اما مجلس شگفت زده از این مچ گیریهای اقتصادی بود.کشف دوم؛ نسبت بیکاری جوانان به بیکاری کل کشور بود؛ باز هم نکته سنجی نماینده شهرکرد در پیدا کردن یک سوء تفاهم دیگر وزیر جدید و رئیس کابینه، باز هم برخی از نماینده ها و مردمی که این آمار را می شنیدند یادشان آمد آن وقت اضافه یی که در آستانه انتخابات به احمدی نژاد دادند تا بیاید و جدولهایش را بیاورد؛ او آنجا گفته بود این نسبت هم کم شده و اصلاً با دولت خاتمی قابل مقایسه نیست، …تا به این ترتیب موضوع مخالفت با وزیر پیشنهادی کار تبدیل شود به رو شدن آمارهایی که احمدی نژاد می داد و هر قدر بانک مرکزی و کارشناسان می گفتند واقعی نیست، از دولت اصرار بود از شهروندان بیکار، انکار؛ مجلس تصور کرد با این برگ برنده شاید شیخ الاسلامی پشیمان شود از جوابی که به موسی الرضا ثروتی نماینده بجنورد داده بود؛ این نماینده می گوید از آقای شیخ الاسلامی در فراکسیون کارگری پرسیدم چرا این پیشنهاد را قبول کردید؟ شما که میدانید تجربه و تحصیلاتی در این زمینه ندارید و او این طور پاسخ می دهد؛ «من هم تمایل نداشتم؛ اما این کار شد و حالا سعی می کنم بتوانم موفق باشم
attack
چهارشنبه, شهریور ۱۱م, ۱۳۸۸اگه دقت کرده باشی چند روز پیش یه مشکلی برای سرور های فیلتر شکن پیش اومد.این چند روزم درگیر رفع این ایراد بودم هنوزم یه خورده کارهایی داره! این اتفاق هم از سری داستانهای عجیب و غریبی بود که خوشبختانه با همکاری یک دوست ایرانی ساکن استرالیا که من سرور رو از ایشون اجاره کردم حل شد.میدونی بعضی ها با استفاده از امکانات دولتی که پولش از جیب من و تو داده میشه بر علیه خودمون استفاده میکنن. یه جور جنگ نا برابر ولی خدا رو شکر همیشه خودش طرف ما بوده و مشکلات رو خودش حل کرده. ما اگه امکاناتمون ضعیفه ولی فکر قوی داریم که این آدم کوتوله ها توانایی مبارزه با فکر من و تو رو ندارن .
بازم به خاطر چند روز ایراد و ایرادهایی که تو فیلتر شکن هست معذرت میخوام.








