Archive for تیر, ۱۳۸۸

دمب خروس

سه شنبه, تیر ۹م, ۱۳۸۸




تو که این حکایت یادته که میگن :” قسم حضرت عباست رو باور کنم یا دمب خروس رو !!

آره دوست من اگه نیم نگاهی به عکسهای بالا , که خوشبختانه خبرگزاری رسمی دولت چاپ کرده بندازی , به همون نکته میرسی که واقعا این بار فرشته ها به آقای احمدی نژاد رای دادن !! چرا ؟ خوب آخه هیچ انسانی نمیتونه بدون تا کردن برگه رای اون رو از چاک باریک روی صندوق رد کنه. تازه هر کسی هم که یک برگه رای رو بگیره دستش یه کمی باهاش بازی میکنه ولی این فرشته های ناقلا رای ها رو خیلی آروم گذاشتن تو صندوق رای که اوخ نشن. اونم به صورت دسته ای و مثل یک دسته پول که باند رولشم دورش هست !!
آخرین عکس معرکه است ! صندوقی از صندوقهای رای گیری مربوط به شورای شهر که از بد روزگار راهش رو گم کرده و سر از انتخابات ریاست جمهوری در آورده !! حالا بگو آقای ۲۴ فنجونی هاله ندیده ! بابا ایشون با تمامی فرشته ها دوسته ! رفیق جون جونیه . تازه میدونی چقدر فرشته داریم که بهش رای ندادن ؟ اگه میدادن که جناب رکورد ۱۰۰۰ %رای رو میشکوند. بنده خدا نخواست حال رقبا رو بگیره

راستی دوست من یه سوال برام پیش اومد کلا چند تا فرشته تو آسمون ها وجود داره ؟؟

میدونم تو هم داری مثل من فکر میکنی که از همه این قضایا میشه ۲ نتیجه گرفت :
۱- آقایان خیلی ناشی تشریف دارن و میشه گفت یه جورایی وقت نداشتن و هول شدن !
۲-خیلی پررو هستن و میخوان قدرتشون رو به رخ بکشن و به من و تو بگن که : ” همینه که هست میخوای بخواه نمیخوای هم باید بخوای ”

یادته چند وقت پیش نشسته بودیم حکم بازی میکردیم ! پشت دست تو یه آینه بود و من تمام ورقهای تورو میدیدم ولی انقدر تابلو داشتم تقلب میکردم و این کارم واسه خودم مضحک بود که خندم گرفت خوب رغیب هم شک کرد ! البته ما اونقدر مرد بودیم که بهشون بگیم و همه با هم بخندیم.

ولی این بار آقای ۲۴ فنجونی تنهایی داره بدجوری به ریش همه ملت ایران میخنده !!

حسود

دوشنبه, تیر ۸م, ۱۳۸۸

حتما این جمله رو شنیدی که حسود هرگز نیاسود. دورو بر خودت چند تا آدم حسود و روانی دیدی که وقتی تو موفقیتی کسب میکنی , سعی میکنن اون موفقیت تو رو کمرنگ کنن و یا اصلا بگن تو موفق نشدی شانس آوردی یا پارتی داشتی !
این آقای ۲۴ فنجونی ما همینطور رفتار میکنه ! تو که میشناسیش احتیاج به معرفی نیست
از روزی که اومد تمام اتفاقات خوب قبلی رو برد زیر سوال یا همه رو مال خودش کرد مثلا همین انرژی هسته ای. آخه از یه بچه هم بپرسی بهت میگه این جریان سالیان سال طول میکشه تا به سر انجام برسه ! حالا اومدی سیب سرخ این درخت رو کندی و میگی ببینید چه میوه ای دارم من !
ماهواره هم تازه اگه قبول کنیم اون قوطی خالی ماهواره بود. بازم نتیجه تلاش چندین ساله دوستان عزیر منه به تو دخلی نداره. هرچند که تو میدونی یک ماهواره که اسم ماهواره میشه روش گذاشت باید در مدار سنکرون قرار بگیره که همیشه نسبت به یک نقطه روی زمین ثابت باشه نه روزی ۱۴۰ بار دور زمین گردش کنه ! بادکنکم بفرستی هوا واسه خودش میره گردش علمی
از مصادیق دیگه حسادت ایشونبعد از حضور سبز مردم , انداختن شال سبز دور گردن برای تصاحب حرکت سبز مردم بود و یا به دروغ بگه که سید هست ! ای خدا بزنه تو کمر هرچی دروغ گو هست !
یه چیزی که آقای ۲۴ فنجونی همیشه ازش ناراحت بود رای بالای آقای خاتمی بود!
اگه یادت باشه آقای خاتمی هم بالاترین رای رو بعد انقلاب آورده بود هم مردم بیشترین حضور رو داشتن
خوب با این شرایط آقای ۲۴ فنجونی ما دست به کار شد چون موفقیت نفر قبلی رو نمیتونه ببینه ! پس با این شرایطی که پیش آورد هم بالاترین رای رو کسب کرد ( جون عمه جانش ) و خوب حضور مردم هم که چشم گیر بود واقعا . پس از نگاه یک آدم حسود آقای خاتمی دیگه اول نیست ! واسه همینم حتی به باطل شدن رای ها هم اعتراض داره چون اگه رای ها باطل بشه رای ایشون پایین میاد و خوب حال مبارکشان بدجود گرفته میشه.
اما همه این کارها رو میکنه به چه بهایی ؟ بهای دزدین رای مردم ؟ دروغ گفتن ؟ سرکوب کردن ؟
کسی که رای آدمها رو می دزده فکر میکنید تو اداره مملکت دزدی نمیکنه ؟ شاید بگی خوب حالا شاید چند تا دونه رای هم اینور اونور شده باشه ! حتی اگه یک رای رو از روی عمد به نفع این مرد ۲۴ فنجونی خونده باشن بازم برای کسی که قراره امین به جان و مال و ناموس این مملکت باشه سمه
همینه که آقایان با اجازه شخصی خودشون فضل و بخشش میکنن ! حضرت علی اجازه جابه جایی یک دینار رو هم نمیداد اونوقت آقایان از جیب من و تو حاتم بخشی میکنن به یک اجنبی که وقتی من تو دبی باهش صحبت میکنم میخواد سر به تن ایرانی نباشه !!

خودکشی سیاسی

یکشنبه, تیر ۷م, ۱۳۸۸

امروز میخواستم درباره چیز دیگه ای بنویسم که به من گفتی ۸ نفر از کارمندای ایرانی سفارت انگلیس رو دستگیر کردن !!
اصلا باورم نشد ! این روزها چیزهایی میشنوم از داخل ایران که باور نکردنیه واسه همین ازت خواستم که منبع خبر رو بدی ! آره راست میگفتی تو سایت رادیو فردا خبر اول بود. وزیر امور خارجه انگلیس هم گفته باید سریع آزاد بشن.
تو فکر میکنی آزادشون میکنن ؟ نه من بهت میگم چی میشه.
یه سناریو تکراری , چند روز دیگه یکیشون میاد تو تلویزیون یا شایدم همشون بعد میگن تمام قضایای این چند وقته کار انگلیسه ! بعد همه یاده فیلم دایی جان ناپلوون میوفتن و پدربزرگ هم بر میگرده میگه آره بابا جون کار کار خود انگلیسه !
بهت گفتم “این سناریو خیلی نخ نما شده !”
تو با خنده بهم گفتی “آره خوب کاره انگلیسه آخه خوده اینها رو هم انگلیس آورده !”
یادمه یه روزی با هم صحبت میکردیم بهت گفتم هر کشوری برای بقا احتیاج به یک دشمن بیرونی داره که خیلی از کارهایی رو که میکنه بندازه گردن اون مثل دوران جنگ سرد که شوروی دشمن آمریکا بود و آمریکا به بهونه این دشمن کلی آزمایش های نظامی انجام داد.اگرم نباشه باید یه دشمن فرضی برای خودش بسازه !
اینها رو که بهت میگفتم یاد بچه پسر عموم افتادم ! کوچیک که بود کار خرابی که میکرد مینداخت گردن خواهر کوچیکش که نمیتونست حرف بزنه !!

از یادآوری این خاطره خندم گرفت و کلی پیش خودم به این دشمن فرضی خندیدم

خبر گزاری یا خبرسازی

شنبه, تیر ۶م, ۱۳۸۸

استالین میگه : مهم نیست به کی رای بدی مهم اینه کی رای تو رو بشماره

</ul> <p>
مطلب قبلی رو که نوشتم بعدش چیزی یادم اومد اما چون باید میرفتم بیرون دیگه بیخیالش شدم ! اما امروز هرکاری کردم فکرش از ذهنم بیرون نرفت
یادته شبی که انتخابات برگزار شده بود. داشتیم با هم گپ میزدیم ساعت حدود ۱۱:۴۵ بود به من گفتی شبکه الجزیره خبر پیروزی احمدی نژاد رو مخابره کرد. آخه تو عربیت خوبه اما من کلی تو دبی زندگی کردم هنوز سلام علیک هم به عربی بلد نیستم. آخه هنوزم اعتقاد دارم شیرین ترین زبون دنیا , زبون پارسی زبون مادریمونه و من هیچ وقت نمیتونم حروف رو از ته حلقم ادا کنم ! احساس بدی یه من دست میده.
بگذریم ! به من گفتی این خبر رو بر مبنای خبری از خبر گزاری دولتی ایران ایرنا گفتن. یادمه لینکش هم دادی این بود اون لینک :
http://www.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=543909
آره راست میگفتی ساعت مخابره خبر ۱۱:۳۴ روز ۲۲ خردادماه ! بهت خندیدم و گفتم بابا هنوز که تو ایران شمارش آرا شروع نشده . اما یادم نبود دوستان از یک هفته قبل شروع به شمارش آرا کردن و به جای من و تو رای دادن

پیشگو

جمعه, تیر ۵م, ۱۳۸۸

ازکرامات شیخ ما این است
شیره را خورد و گفت شیرین است !

آره دوست من , وقتی لینک تصویر بالا رو برام فرستادی اول متوجه نشدم منظورت چی بوده ولی وقتی به تاریخ اون نگاه کردم دیدم بله ما داخل ایران پیشگوهای بزرگی داشتیم و خودمون خبر نداشتیم.
آفرین به دقت تو که دیدی ! آره انتخابات ۲۲ برگزار شد و پیشگوی ما ۱۹ نتیجه را با دقتی کم نظیر پیش بینی کرده .

یادمه برام یه روز تعریف کردی که برای اینکه با دوستت شوخی کنی شب قبل موبایلشو برداشتی و همه اس ام اس هاشو خوندی ! بعد فردا هم تو فنجون قهوه اطلاعاتی بهش دادی که به تو به عنوان یک فایل گیر ایمان آورده بود.

همیشه از یک چیز خیلی بدم میومده ! و سریعا عصبانیم کرده. اونم این بوده که یه نفر نسبت به شعور من شک کنه !

البته برای اینکه متهم به کذب نشم لینک تصویر بالا رو برات قرار میدم که یه بار دیگه یه سری به اون سایت بزنی و ببینیش هرچند که ممکنه همونجور که هاله نور کتمان شد این لینک هم به زودی پاک بشه ! واسه همین با اجازه صاحب سایت من یه عکس کوچولو ازش گرفتم بالاخره حافظه من ضعیفه یکهو دیدی مسیرشو فراموش کردم.
http://dolateyar.ir/view-408.html

حافظه تاریخی

پنجشنبه, تیر ۴م, ۱۳۸۸

من نمی دونم دوست من چرا ما حافظمون انقدر ضعیف ؟
من خودم هرجا کا میخوام برم و درموردیک مطلبی صحبت کنم. سعی میکنم رکوردر موبایلم رو روشن کنم تا صدا ها رو ضبط کنه یا در انتها میگم آقایون خانوما بهتره بنویسیم و امضا کنیم اینجوری مشکل ضعف حافظه آدمها حل میشه .
خدا رو شکر که تو مملکت ما حداقل روزنامه و رادیو تلویزیون وجود داره ! و گفته های دوستان عزیزمان در حافظه تاریخی ایران ثبت میشه . اما باز هم چه فایده !! تاریخ ایران نشون داده که ما هم مثل سرخ پوستها حرفهامون رو با دود به هم میگیم و اون رو هم آخرش باد میبره !

راستش یاد فیلم سلام سینما افتادم ! یادته با هم رفتیم.
اون فیلم هم مثل شرایط الان ایران اعصاب منو خیلی به هم ریخت. اگه یادت باشه توی اون فیلم آدم های معمولیی بودن که سعی میکردن هنرپیشه بشن. ولی وقتی کارگردان جاشونو با خودش عوض میکرد و در مقابل یکی مثل خودشون قرار میگرفتن از خود کارگردان هم بدتر می شدن و ترجیح میدادن کسی وارد این معرکه نشه !

میدونی ما ها هممون یادمون میره یه آدم معمولی هستیم و اگه امتیازی نسبت به دیگری داریم هدیه اون آدم به ماست. یادمه به من میگفتی پیغمبر میگفته ” منم یک آدم مثل همه شما ها هستم ! ” ولی نمیدونم چرا بعضی آدمها حتی آدم بودنشون را هم فراموش میکنن و برای از دست ندادن چیزی که بقیه آدمها بهشون هدیه کردن تبدیل به چیزی غیر از انسان میشن !!!

وای جنگل را بیابان میکنند

چهارشنبه, تیر ۳م, ۱۳۸۸

صحبت از پژمردن یک برگ نیست
وای جنگل را بیابان میکنند
دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان میکنند
هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا
آنچه این نامردمان با جان انسان میکنند
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست
فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست
فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست
در کویری سوت و کور
در میان مردمی با این مصیبت ها صبور
صحبت از مرگ محبت مرگ عشق
گفتگو از مرگ انسانیت است .



شاید بگی چند روز از این قضیه گذشته !
شاید بگی دیگه دوست ندارم این عکس رو ببینم !
شاید بگی هر وقت میبینمش دپرس میشم !

آره منم وقتی میبینم وضع روحیم به هم میریزه . چند روزه که دیگه حوصله کار ندارم. میدونی دوست من نمیدونم اونهایی که ندا رو کشتن چه جور آدمهایی هستن ولی این دنیا یه حساب و کتابهایی داره ! قضیه همون ای کشته چرا کشتی هست یه روزی یه جایی اون طرف هم بی خبر کشته میشه
من میگم اصلا اینها همه آدم های بد ! ولی کشتن بدترین گناه دنیاست من که دین و ایمان درست و حسابی ندارم اما تو همیشه به من میگفتی از گناهان کبیره است. واقعا به آدمها کی مجوز کشتن میده ؟ یه روز با تو صحبت میکردم بهت گفتم “نمی فهمم فرق بین یه آدمی که همسایشو با تبر میکشه با اون که همسایشو تو جنگ میکشه چیه ؟”
گفتی “یکی برای دفاع میکشه یکی از روی خشم و دیوانگی ”
کفتم ” ولی کی میخواد ثابت کنه اون که میگه دارم دفاع میکنم خودش مهاجم نیست و اون کسی که دیوانه شده برای چی دیوانه شده”
ولی در هر دو صورت یک آدم میمیره و این خیلی بده ! یعنی ما آدمها هنوز به اون حد بلوغ فکری نرسیدیم که به جای کشتن با هم حرف بزنیم ؟

آره دوست من ما آدمها فراموش کاریم عکس ندا رو گذاشتم تا هر روز ببینیم و یادمون باشه یه آدم از آدمهای روی زمین کم شده و یه فرشته به فرشته های آسمون اضافه شده یادمون باشه اون کس یا کسانی که باعث مرگ ندا شدن یه روزی یه جایی نتیجه کارشون رو میبینن

آره دوست من بهشت و جهنم توی همین دنیاست

اولین نوشته

سه شنبه, تیر ۲م, ۱۳۸۸

سلام دوست خوبم ! خیلی دلم گرفته

راستش هیچ وقت نمیخواستم بنویسم ! یعنی اصلا فکر نمیکردم یه روزی دلم بخواد بنویسم !  وقتشم نداشتم

مگه من نویسندم ؟نه نبودم الانم نیستم ! الان احساسمه که داره برات مینویسه

من همیشه یه آدم معمولی بودم ! نه چپی نه راستی  کلا یه آدم از سیاست بیزار ! یادمه مهندسی پرواز قبول شده بودم طرف ازم میپرسید چه روزنامه ای میخری ؟ گفتم من روزنامه نمیخرم ! گفت یعنی اصلا روزنامه نمیخونی ؟ گفتم چرا بعضی وقتها فقط سر تیترهاشو

میگم آخه من که نمیدونم پشت قضایای سیاسی چیه ! پس درباره اونم بهتره اصلا فکر نکنم ! آدم در باره چیزی باید اظهار نظر کنه که نسبت بهش اشراف داشته باشه. ترجیح میدم فکرمو واسه ساختن و آفریدن استفاده کنم تا ویران کردن.

این سایت رو هم رو یه لج و لج بازی ۷ سال پیش راه انداختم . یه دوست  به عنوان کارشناس با من مشورت کرد گفت  میخوان کل ایران رو فیلتر کنن ! گفتم نمیتونید همیشه یه راهی هست! گفت نه ما حتما اینترنت ایران رو فیلتر میکنیم !!!

منم راستش لجم در اومد . ۱ ماه شبانه روزی سرچ کردم و کار کردم و این سایت رو راه انداختم ! بعد دیدم بابا اینها مثل همه کاراشون این کارم دادن دست یکسری آدم  بی اطلاع ! هرچیزی فیلتر شد دوستان پزشکم نمیتونستن برن سایت های تخصصی ! دوستان مهندسم هم همینطور ! حالا کاری ندارم که از سایت من شاید یکسری برای استفاده از سایتهای غیر مجاز استفاده کنند که اونم گناهش هم گردن خودشون و هم گردن دولت که به فکر نیاز آدم ها نیست من اعتقاد دارم هر نیازی سرکوب بشه  ویران کننده میشه.خلاصه مصمم شدم که ادامه اش بدم به خاطر اونهایی که خوب استفاده میکنند. البته این سایت هزینه خیلی زیادی داره  که خدا رو شکر به لطف تو دوست من که روی تبلیغاتی که توی سایت هست کلیک میکنی میتونم هزینه این سایت رو پرداخت کنم و به جایی وابسته نشم و این خدمات رو مجانی  بهت ارائه بدم

بگذریم دوست خوبم ! راستش میدونی چرا خواستم بنویسم ؟ وقتی پیکر غرق به خون ندا اون دختر آریایی رو دیدم بغض چندین ساله من شکست ! احساس کردم باید یه جایی داد بزنم ! به یکی بگم . جایی بهتر از اینجا رو پیدا نکردم دیدم تو حداقل خیلی ساکت به حرفهام گوش میدی همه حرفهای منو میشنوی حالا بعد اگر خواستی نظرتو میدی , نه مثل بقیه که تا حرف میزنی یا بی منطق با تو مخالفت میکنن و یا میدونن درست میگی و سرکوبت میکنن

خوب خیلی گفتم بقیش باشه واسه بعدا